دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

آقای نوتاش ماراتحت تاثیرقراردادی.

 اجازه میخواهم یک خاطره از آقای نوتاش برایتان تعریف کنم.چند روزپیش بودکه یک جلسه دردفترکارمدیرکل اداره ورزش استان هماهنگ شده بود برای تحویل مدارک شرکت کنندگان دردوره دیواره نوردی ایمن دراین جلسه ریاست محترم فدراسیون جناب آقای نوتاش مربیان فرانسوی ودیگردست اندرکاران حضورداشتندهنگامی که برابرساعت اعلام شده قراربود داخل دفترمدیرکل شویم دفتردارمدیر اعلام کردکه چنددقیقه بیرون باشیدیک جلسه کوچک هست وبعد شما(سنگنوردان)داخل شویدخوب ماهم رفتیم نشستیم اما دفتردار به آقای نوتاش گفت شما بفرمائید داخل ولی ایشان جواب دادندکه من داخل کاری ندارم همین جا پیش این سنگنوردان می نشینم تاباهم به داخل برویم وآمدکنار ما نشست.فکرکنم که حدود50دقیقه باهم حرف زدیم آنجا بود که متوجه شدم این مردازجنس سنگنوردی است.برای سنگنوردی است.وباسنگنوردی است.آخرمیدانیدافرادزیادی هستندکه سالهای سال است مشغول سنگنوردی میباشنداماازجنس سنگنوردی نیستند.اماافرادی هم هستندکه سالها است  سنگنوردی نمی کننداما ازجنس سنگنوردی هستند.آقای نوتاش نمیخواهم به محاسن حضور این دومربی فرانسوی درایران بپردازم که خود پست مفصلی رامی طلبدفقط همین رابگویم که بیان بعضی مطالب درکلاسها آغاز فروپاشی تفکرات پوسیده را کلیدزد.بهتراست که دیگر واردجزئیات نشوم.آقای نوتاش میخواهم بعرض جنابعالی ودیگرهمراهان وهمفکران شمابرسانم که تمامی سنگنوردان صادق وزحمتکش قدردان زحمات شماو دیگر دست اندرکارن برگزاری این کلاسهاوجشنواره بیستون هستندو بنظر بنده قدردانی سنگنوردان بی ادعاوزحمتکش بزرگترین دستاورد شما دراین راه میباشدامیدوارم بزودی شاهد روزی باشید که زحمات شماودیگردوستانتان ببار نشسته باشد.خب خیلی حیف میشودکه بعدازچندسال دیگرنام این مرد بفراموشی سپرده شود.تقصیرکسی هم نیست بشرفراموش کارعادت دارد که خوب وبدراباهم ازیاد ببرد.البته مادرحدبضاعتی که داریم تلاش میکنیم ازاین کارجلوگیری کنیم.آقای نوتاش باتعدادی ازدوستان تصمیم گرفتیم مسیری را دربیستون کارکنیم ودرآخراگر عمری باشداین مسیر را برسم قدردانی از زحمات شما نوتاش نامگذاری کنیم.تحفه سنگنوردی است وناقابل.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۸
تگ ها :

سالی که نکوست ازبهارش پیداست.(دوره دیواره نوردی ایمن.پل خواب)

سال 81و82دردوره مربیگری درجه3صعودهای ورزشی وسنگنوردی شرکت کردم درهمان ابتدای مربی شدنم متوجه شدم که باسیستم آموزش رایج نمی توانم مربی خوبی باشم بهمین خاطر قیدمربی شدن را زدم وترجیح دادم که تلاش کنم شاگردخوبی باشم تایک استادبد.البته ازآن سالهاتاکنون دوستان زیادی بوده اندکه باهم سنگنوردی کرده ایم وبعدازمدتی ازماجدا شده اند واین سیستم هنوزادامه دارد دوستانی می آیندالفبای سنگنوردی راباهم مرورمیکنیم ومیروندوخدا میداندکه این وضعیت تا کی ادامه دارد.برگردم به سال 81و82ازآن سال به بعد هم درهیچ کلاسی شرکت نکردم.تا این قضیه دوره دیواره نوردی ایمن پیش آمد.اینجا دیگرداستان فرق میکردباید دراین دوره شرکت میکردیم چون 2دوره از4دوره مختص کرمانشاه بود وماهم حس میکردیم یک مقدار کمی نسبت به سنگنوردی کرمانشاه ادای وظیفه کرده ایم.بماند تابعد.مدارکمان راتحویل هیئت کرمانشاه دادیم ودرنهایت اسم ما درلیست ارسالی به فدراسیون نبود.درنهایت ما در دوره مذکور شرکت کردیم.وظیفه دارم که ازدو دسته افراد موثر دراین قضیه تشکرکنم. سپاسگذار آن دسته افرادی هستم که تلاش کردند ما دراین دوره شرکت نکنیم.چرا؟چون بسیارزیبا خود را به جامعه کوهنوردی معرفی کردند.بسیار زیبا نشان دادند که توان نگاه کردن به دوردست را ندارندوگستره میدان دید آنها ازنوک بینی شان فراترنمی رود.البته برای اینکه ذهن شماخواننده محترم نسبت به اصل قضیه روشن شودطی یک پست جداگانه به لیست اسامی دوستانم(شرکت کنندگان کرمانشاه)خواهم پرداخت وسپاس گذار تمام افرادی هستیم که بزرگواری نموده وزمینه شرکت ما در دوره مذکور رافراهم آوردند.وسالی که نکوست حتما ازبهارش پیداست.

تصاویر درادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۱
تگ ها :

رودهای پرآب،زمینهای پر برکت.

سال92هم به پایان رسیدمانندتمام سالهای عمرمان پر ازسختی،خوشی وشایدبرای بعضی همراه بامصیبت ازدست دادن عزیزی.سال92به پایان رسیدوهرآنچه درکوهنوردی دیدم تلاش،کوشش وسخت کوشی بود.تمام فعالان عرصه کوهنوردی تلاشی بی مانندرابه نمایش گذاشتندودرآخراین کوهنوردی بودکه آبرومندبه مقصدرسید.حالادیگرکوهنوردان باید خودرابرای آزمون 93آماده کنند.برای تمام کسانی که قصددارندجوانمردانه دراین آزمون شرکت کنندآرزوی موفقیت را دارم.زمستان 92آسمان بسیار دست ودلبازبود.دست ودلبازی آسمان یعنی رودهای پر آب وزمینهای پربرکت.سالی پر ازسلامت وبرکت را برای مردم خوب ایران آرزومندم.وشماخوانندگان محترم سالم،سرافراز وپیروزباشید.

رود

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
تگ ها :

این روزها.

این روزهاسنگنوردی بقدری لذت بخش است که نمیتوانم بانوشتن قدروقیمتش رابرای شما توضیح دهم.این روزهافقط بناداریم صعود کنیم وصعودکنیم.این روزهاهم مثل همه ی روزهای دیگرمیگذردوفقط رفتار وکردار ما است که موردقضاوت عموم قرارمیگیرد.این روزهابازنده های دائمی بازبه میدان آمده اندتحت تاثیراعتمادبنفس این افرادقرارگرفته ام نمی دانم که چه وقت میخواهندمتوجه شوندتا آخرعمر بازنده هستنداما ایرادی ندارد این روزگاربرای بعضی ازمردمان عرصه کسب تجربه های تکراری است.واین روزها برای بازندگان چه روزگار سختی است.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۱
تگ ها :

آقای مشتکوب عامل این بی مبالاتی را ازهیئت اخراج کنید.وخودشماهم..

آقای مشتکوب عامل این بی مبالاتی را ازهیئت اخراج کنید.و خودشماهم ازسنگنوردان بابت این بی مبالاتی پیش آمده عذرخواهی کنید.

خبراین است بعلت عدم صدورمعرفینامه توسط هیئت استان برای دوتن ازسنگنوردان خانم جهت شرکت درمسابقات جام فجر(خانمهامیرزایی وخدادوستی)نامبردگان بعنوان تیم همدان دررقابتهای مذکورشرکت نموده اند.

شایداین سوال برای خواننده محترم پیش آیدکه چرااین پست باچندروزتاخیرمنتشرشده است.عرض خواهم کرد.بمحض مطلع شدن ازخبرفوق ازآقای الماسی دبیرمحترم هیئت استان وضعیت راپی جو شدم که ایشان پاسخ دادندپیگیرهستیم.امادرآخرین تماسی که باآقای الماسی داشتم متوجه شدم که قرارنیست عامل یاعوامل این بی مبالاتی موردبازخواست قرار گیرند.بهمین خاطرمجبورشدم که موضوع را برای قضاوت عموم درفضای مجازی مطرح کنم.

آقای مشتکوب دو سوال ازشمادارم.آیاقبول داریدکه دربرابرتمام اتفاقاتی که درهیئت می افتدمسئول هستیدیاخیر؟ آیاما کوهنوردان استان کرمانشاه میتوانیم امیدوارباشیم که رئیس محترم هیئت یک انسان پاسخگو نسبت به عملکردخود میباشدوحاضر است تمام سوالات وابهامات کوهنوردان راپاسخگوباشدیااینکه مابا  فردی طرف هستیم که خودراموظف میداند که به افرادخاصی جواب پس بدهدمثلامدیرکل اداره ورزش.نظربه دوموردفوق بنده بعنوان عضوی ازجامعه کوهنوردی یک سوال واضح وشفاف ازشما دارم هرچندکه اعتقادراسخ دارم عدم اعزام نامبردگان درهرشرایطی یک عمل صددرصداشتباه بوده است امانمیخواهم به حرف وحدیثهای که دراین مورد دربین سنگنوردان مطرح میشودبپردازم.بسیار مایلم که دلیل این کار از یک کانال رسمی به اطلاع عموم برسد.

آقای مشتکوب رئیس محترم هیئت کوهنوردی وصعودهای ورزشی استان کرمانشاه شایسته است که به این سوال پاسخ دهید به چه دلیلی برای سنگنوردان کرمانشاه (بانوان)معرفینامه صادرنشده است.

آقای زارعی رئیس محترم فدراسیون کوهنوردی یقین دارم که شما این مطلب رامطالعه میکنیدازجنابعالی تقاضا دارم به نحوه مقتضی بااین موضوع برخوردنمائید.

سنگنوردان بزرگوارکرمانشاه مطمئن باشیدباحضوربعضی ازافرادشناخته شده درکادرهیئت آینده نه چندان روشنی درانتظار رشته صعودهای ورزشی میباشدبخاطرورزش موردعلاقه خودتان هم که شده با این موضوع برخوردجدی داشته باشید.

این شرمساری(حضورسنگنوردان کرمانشاه درترکیب تیم همدان)مبارک عاملین این قضیه باشد.

ودرآخراینکه درود برشرف این دوبانوی سنگنورد.یقین داشته باشیدکه تعدادکثیری ازاعضاءجامعه سنگنوردی تا آخردرکنارشماخواهند ماند.

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٤
تگ ها :

کامنت دوست وبرادرعزیزم جناب آقای بزرگی وحکایت استادی ما.

از روزی که وارد فضای مجازی شده ام دایره دوستی هایم بسیارگسترده شده است بابزرگوارنی آشناشده ام که به اندازه یک دریامعرفت دارندودوستی با ایشان هرلحظه اش غنیمتی است بسیارگرانبها.گاهی اتفاق می افتدکه این بزرگوارن ازسرمحبت درپیام هایشان بنده را استادخطاب میکنندوهمیشه یک جواب رادریافت میکنند.درکسوت شاگردی راه زیادی را برای پیمودن دارم.تااینکه کامنتی بشرح زیرتوسط برادر بزرگوارم جناب آقای بزرگی برای بنده ارسال گردید.

آقامرتضی هرکسی درمسیرزندگی به جائی میرسدکه بایدباشداگرخودش رادرآنجانبیندستمگراست.ستم به خودکه وظیفه اش رابرای عبورازآنجا انجام نداده است.درحال عبورهستیم پس ایست معنی نداردشماشایسته قرارگرفتن درجایگاه مربی هستی برای ایفای این نقش فرصت چندانی نداری پس گره ای هم به مایادبده.

خب این کامنت مرا وادار کردکه به اصل قضیه بپردازم هرچند که احتمال داردبعضی از افراد هم رنجیده خاطر شوندولی چاره ای وجود نداردچقدرباید ازحقیقت فرارکنیم.آقای بزرگی عزیزنمیدانم این جایگاه استادی درشهرما( کوهنوردی)توسط کدام آدم گناهکاری نفرین شده است که هرکس به این مقام میرسدآنچنان غرق درخودبینی میشودکه دیگر هیچ چیزی جزخودش رانمی بیند.آقای بزرگی عزیزنمیدانم چرادرشهرماهرکس به مقام استادی میرسدحاضر است که هرآنچه راساخته است وسالیان درازبرایش زحمت کشیده است رانابودکندتاهمچنان استادباقی بماند.آقای بزرگی عزیزنمیدانم چرادرشهرماهرکس به مقام استادی میرسدبشدت مایل است تاقیامت استادباقی بماندوبه هیچ طریقی راضی نمیشودجایگاهش رابه دیگری بدهد.ودرآخراینکه شما خواننده محترم به یقین برای نوشته های بنده گواه وسندمطالبه میکنی.حتمابعرض میرسانم.خواننده محترم تابحال اتفاق افتاده است که ازخودسوال کنی چراگروه های کوهنوردی کرمانشاه دریک دوره زمانی یک به یک مضمحل شدندوهیچ استادی نتوانست ازاضمحلال آنها جلوگیری کند.خواننده محترم تابحال اتفاق افتاده است که ازخودسوال کنی اینهمه جوان مربی گریز چرا مایل نیستندکه به دوریک استادجمع شوند.وختم کلام.دراین قسمت کاری به گروههای کانون،بهستون وسه کل ندارم اماخودمن که عضو خانه کوهنوردان بودم درآن گروه که اساتید بزرگی حضور داشتند(عیوضی،نیکروش،مردانژاد،کریمی)چرا این اساتیدنتوانستند ازفروپاشی گروه مذکورجلوگیری نمایند.راستی این سوال که خانه کوهنوردان چرا ازبین رفت وچه برسر آنهمه لوازم فنی آمدجزء طلب ما ازنامبردگان تا ابد باقی خواهد ماندخوب است که اساتید تاقبل ازمردن بنده به این سوال پاسخ دهند.

آقای بزرگی عزیزببین کامنت شمامارا واداربه نوشتن چه مطالبی کرد.حالا اگرروزی مابه مرتبه استادی رسیدیم وزدیم همه چی راخراب کردیم دیگرگله مندنباشید.اما ازشوخی گذشته میشود استادنبود.شاگردباشیم وشاگرد هم داشته باشیم.میشودشاگردباشیم اماخدمات برجسته هم داشته باشیم.

ودرآخرخطابم به تمامی افرادی است که باعث بوجودآمدن این وضعیت درکوهنوردی کرمانشاه شده اند.اساتیدشایدعمر من یاشمابه این دنیانباشداما این وضعیتی که نه گروهی نه باشگاهی نه تشکلی وجود داردکه نوآموزان وتازه واردها راتحت پوشش قرار دهدوالفبای کوهنوردی رابه آنها یادبدهددرآینده نه چندان دورباعث بوجود آمدن آنچنان کوهنوردی افسار گسیخته ای در این شهرخواهد شدکه هیچ کس نمتواندتبعات آن راجمع کند.راستی آقای بزرگی برای یاد دادن آن گره هرلحظه که امربفرمائید درخدمتیم.البته شرطش این است که بعنوان دستمزد شماهم چیزی به مایادبدهی.عرض پوزش بابت اینکه مطالب کلی وشایدسربسته باشدویا دربعضی ازقسمتها ازهم گسیخته.


 

 

 

 

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٠
تگ ها :

دیواره بیستون مسیرجشنواره.

این روزها که آسمان بیدریغ برکتش را به زمین هدیه میکندبساط سنگنوردی هم کساد است.ولی این کسادی بازار هیچ گلایه مندی را درپی نداردچون برکت آسمان یعنی برکت سفره مردمان.اما بمحض اینکه آسمان سفره دلش را جمع میکندوخورشیدمهربان رو نشان میدهدماهم به کوه میزنیم.ازهمان جشنواره اول که مسیرفستیوال توسط تعدادی ازسنگنوردان گشایش شد.ذهن من ومحسن درگیر این مسیربودومایل بودیم که دستی به  مسیرمذکوربزنیم.تااینکه جمعه دوم اسفند این فرصت پیش آمد.اگراشتباه نکنم دروبلاگ آقای شفقی خوانده بودم که یکی ازمربیان فرانسوی حاضردرجشنواره کلاس این مسیر راجهانی توصیف کرده بود.خب یک مسیر باکلاس جهانی ذهن هر سنگنوردی رامیتواند تحریک کندوماهم ازاین قاعده خارج نیستیم.حدودساعت 11/30صعودراشروع کردیم.باتوجه به وضعیت ظاهری مسیرصعودی نه چندان سخت رابرای خودمان متصوربودیم.اما کراکسهای مراحل اول،دوم وسوم غافلگیرمان کردطوری که دربعضی ازنقاط مجبور شدیم که روی میانیها وزن بندازیم.درهرصورت ازمسیر بیرون آمدیم .اگرازقسمتهایی که ازمیانیها کمک گرفتیم بگذریم باید عرض کنم که ازصعود بسیار لذت بردیم.خسته نباشید میگویم به گشایندگان مسیر.شاید یکبار دیگر مسیر راصعودکنیم برای درجه دادن.لازم به ذکر است که مسیر راتاپله صعودکردیم.

تصاویر درادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۳
تگ ها :

یک روز بیاد ماندنی.

بابارشهای خوب زمستان امسال کوههای کرمانشاه همه سفیدپوش وزیبا شده اند به هرکوهی که برویدروزهای خوب وخاطرات قشنگی برای شمارقم خواهدخورد.میدانم که کوهنوردان این ایام را ازدست نخواهند داداین روزها بهر وبلاگی سرکشی میکنم سرشار ازشادی وکوهنوردی است ماهم درحد بضاعتمان سعی میکنیم از این ایام نهایت استفاده را ببریم.

ازمدتهاقبل پشت دیواره بیستون یک شیارمشرف بر روستای سنقر آباد را دید زده ومایل بودم  یک سری به آنجابزنم میدانستم که اگربخواهیم ازکف شیارحرکت کنیم باید لوازم فنی همراه داشته باشیم یک مقداری هم کارباتبریخ ذهنم راقلقلک میداد درحقیقت برای اولین بار بود که میخواستیم باتبر یخ کار کنیم بهر صورت با لطف دوستان تبریخ هم فراهم گردید وجمعه روزی عازم برنامه شدیم.ازهمان ابتدا بامحسن قرارگذاشتیم که فقط ازتبریخ برای صعود استفاده کرده وبهیچ عنوان در درگیری باسنگها ازدست برای صعود استفاده نکنیم مسیر صعود ما یکسره پوشیده ازسنگ بود ودو آبشار هم سر راهمان قرارداشت اولی حدودبیست مترتا حدودی جدی.دومی هم حدود 12متر وسنگهای 2و3و4متری بسیار زیاد.هیچ برفی روی اولین آبشار وجود نداشت ومحسن باچند عدد ابزار آن را ردکرد ودربین مسیر مدام ازمحاسن کارباتبر میگفت واینکه نیش انها چطور باسنگها درگیر میشود.منهم مسیر راصعود کردم ولی هرجا که کارم سخت میشد ازدست برای صعود استفاده میکردم محسن هم وانمود میکرد که متوجه نیست.بعداز ردکردن آبشار اول قسمت قشنگ برنامه شروع شد.کلی سنگ وشیب ملایم برای صعود کردن ولذت بردن پیش روی مابود.باسنگهادرگیر میشدیم ازروی شیبهای سنگی عبور میکردیم ومحسن مدام ازتبرها تعریف میکرد ومنهم مدام ازدستهایم استفاده میکردم وتذکر میخوردم.هرجا هم که نمی توانستیم سنگها را صعود کنیم زبان بسته ها را دور میزدیم واقعیت امر این است که تازه آنجا فهمیدیم اینکه می گویند یارو فلانی را دور زد یعنی چه.توصیه من به شما خواننده محترم این  است که اگر روزی دور خوردید زیاد ناراحت نشوید مطمئن باشید  حریفتان درقواره شما نبوده که مجبور شده است شما را دور بزند.همیشه سلامت باشیدوازاین ایام لذت ببرید امکان دارد که فردای وجود نداشته باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۸
تگ ها :

آقای مشتکوب از ابتدای راه به بیراهه میروی.

 

آقای مشتکوب درگفتگوباخبرنگارفارس درکرمانشاه مواردی رامطرح نموده اندکه بسیارجای تعجب دارد.ایشان یاقصد داشته اند ابتدای کارشان درهیئت کوهنوردی بامقداری زیاده گویی مخاطبان خود راتحت تاثیر قرار دهند.یا اصلا ازکوهنوردی کرمانشاه اطلاعاتی دردست ندارند.یااینکه همکارانشان اطلاعات درستی را دراختیارشان قرار نداده اند.مواردمطروحه توسط نامبرده هم درسایت خبرگزاری فارس هم دروبلاگ کوه نوشت موجود میباشد.بعد ازخواندن مطالب نامبرده خیلی تلاش کردم که بگذرم خیلی تلاش کردم که چشم وگوشم راببندم  ومثل موارد دیگر فقط نظاره گر باشم اما حقیقت امر این است که درکوهنوردی نمی توانم برای افرادی که  سعی دارند خودشان رابیشتر از آن چیزی که هستند نشان دهند احترامی قائل شوم البته شاید گفته های آقای مشتکوب درست باشد وبنده اشتباه میکنم درهر صورت عین گفته های آقای مشتکوب رابعرض شما خواهم رساند قضاوت باشما خواننده محترم میباشد ( آقای مشتکوب فرموده اندهیئت کوه‌نوردی استان کرمانشاه از سال پنجاه وهشت فعالیت خود را آغاز کرده و گروه‌هایی همچون کانون کوه‌نوردان و خانه کوهنوردان که از قدیمی‌ترین گروه‌های کوه‌نوردی استان هستند، از سال شصت ویک به‌صورت رسمی فعالیت دارند)آقای مشتکوب گویا اطلاع ندارندکه گروهای فوق حدود ده سال است که اصلا وجود ندارند یا اینکه آقای مشتکوب هنوز در دهه شصت سیر میکنند وظیفه دارم بعرض خوانندگان محترم برسانم که هیچ گروه یا باشگاه فعالی در کرمانشاه فعالیت ندارد (آقای مشتکوب فرموده اند در حال حاضر بیش از یک‌هزار کوهنورد و شصت  مربی به‌صورت حرفه‌ای در رشته‌های کوهنوردی، سنگ‌نوردی، غارنوردی و یخنوردی زیر نظر هیئت و گروه‌های کوهنوردی فعالیت دارند )آقای مشتکوب میشود نام  شصت نفر مربی گرامی را درسایت هیئت بنویسید وبرای هرکدامشان چهارخط فعالیت درسال نودودو راذکر کنید آقای مشتکوب وقتی میگوئیدهزارنفر کوهنورد بصورت حرفه ای زیرنظرهیئت فعالیت دارند دقیقا منظور شماچیست .میشود بزرگواری کنید .نام صد نفر ازاین هزارنفر رادرسایت هیئت بنویسید وقید کنید دریکماه اخیر چه برنامه هایی را اجرا کرده اند(خوانند گان محترم توجه داشته باشید منظور این نیست که کرمانشاه هزارنفرکوهنوردفعال ندارد بلکه منظور این است که فعالیتهای کوهنوردان بصورت آزاد وخودجوش انجام میگیرد نه تحت پوشش هیئت) ودرآخر اینکه  آقای مشتکوب همانطور که درمجمع بعرض تان رساندم شما ازجریانات کوهنوردی این شهر خبر نداریدخوب نیست که حرفهای دیگران از زبان شما جاری شود.واینکه آقای مشتکوب سر جریان این تیم اورست هم به بیراهه میروید که به آن هم خواهیم پرداخت...

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٦
تگ ها :

کوهگردی.

وقتی که زمستان سردمی آیدبساط سنگنوردی وطبیعت هم کسادمیشودآسیب دیدگی درصعودهای طبیعی دائم درکمین صعودکننده می باشد وهرآسیب دیدگی جزئی میتواندچندماه آه وحسرت رابدنبال داشته باشدبه همین خاطربادوستان بیشترتمرینات رادرسالن انجام میدهیم وتمرینات سالن هم گاهی بسیارخسته کننده میشود. ساده اگربخواهم عرض کنم زمستان دوره فشردگی تمرینات است وگاهی برای فرار ازفشارتمرینات به پیشنهاددوستان دلی به کوهها می سپاریم تابادی به سرمان بخورد و بهانه ای هم داشته باشیم برای فرار ازتمرینات.درآخرین روزهای پائیز درارتفاعات یخچال همدان مشغول  کوهگردی بودیم.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱
تگ ها :

تلاش ناکام.

دراین سه چهارماه اخیر بد تمرین نکردیم همه چیزمرتب بودتمرینات وبرنامه های سنگنوردی را منظم انجام دادیم وبنظرمیرسید  وقت آن فرا رسیده که خودمان را یک محک جدی بزنیم.جمعه 8/9/92راهی دواشکفت شدیم.مسیرراه سخت بادرجه 13/bهدف تمرین مابودمسیری که قدرت خالص درآن حرف اول رامیزندهرچند این مسیرتوسط من ومحسن گشایش شده اما هیچ وقت بطورجدی روی آن تلاش نداشته ایم اگربخواهم مسیر راتشریح کنم فکرکنم باید به این صورت توضیح بدهم مسیر از دوبخش تشکیل شده است بخش اول قسمت آسان مسیر.که خیلی بسادگی رد میشود واما بخش سخت که ازمیانی چهارم شروع شده وشما وارد سقف می شوید.دربخش سخت مسیرجایی برای فکرکردن وجود ندارد.جایی برای دید زدن واستراحت وجود ندارد هرلحظه درنگ شانس نفر رابرای زدن حرکت بعد کمترمیکند.شما بایدبطورمداوم مانند یک لکوموتیو حرکت کنیدگیره های پا بسختی باحرکتهای دست هماهنگ میشودوشایدقسمت بدماجرا این باشد که شما ازلحظه ای که واردسقف میشوید مدام درفشار هستیدو آنی از این فشارطاقت فرسا خلاصی ندارید.و شاید مجموع این عوامل باعث شده است که این مسیرازسال86تاکنون فقط توسط دونفرصعود شود(آقایان پورشفیع ودسترنج)هرچندکه مسیرهای دیگری بادرجه 13/bتوسط سنگنوردان کرمانشاه به کرات صعودشده است وما دراین روزبعدازچندین تلاش فقط توانستیم نیمی از قسمت سخت مسیر را ردکنیم.حاضرین دربرنامه آقایان هدایت،ابدالی،بابایی واینجانب.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٠
تگ ها :

اوبه یقین ......

اوبه یقین  رحمت شده است.

متن یک پیام بسیارکوتاه درغروب روزجمعه.آقای ستوده درتوچال بعلت عارضه قلبی درگذشته است.پیامی کوتاه ولی بسیاردردناک.دردناک ازاین بابت که هرروزی میگذرد دوستی ،عزیزی ،نزدیکی رخت سفر را می بنددوما میمانیم بایک دنیا آه وافسوس.درگذشت این بزرگوار را به خانواده محترمشان وجامعه کوهنوردی تسلیت عرض مینمایم.ستوده

 

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٥
تگ ها :

سنگهای خیس.

روزپنجشنبه سه تن ازدوستان کرجی به بیستون آمده ومسیرکاریز راصعودنمودند وقرارگذاشتیم که جمعه 17آبان یک مسیر دیگر راباهم صعودکنیم.حدود ساعت 5صبح جمعه باصدای باران ازخواب بیدارشدم آرام آرام حاضر شدم وطبق قرارقبلی باپویا،حمیدومحسن به بیستون رفتیم حالا دیگر آسمان قیامت میکردوبا بارش شدید باران میخواست به ما بگوید قیدسنگنوردی را بزنیددرکافه شیرزادی به دوستان کرجی ملحق شده ودرباره برنامه حرف زدیم وبه این نتیجه رسیدیم که برنامه سنگنوردی نباید روی زمین بماندفقط کاربری برنامه راعوض کرده وبه سرطاق رفتیم محسن وخانم آذرگشب مسیرآذرخش راصعود کرده .من وکیا نیزدستی به مسیرپارسا زدیم.خب هرچه ازلذت صعود درباران برایتان بگویم فایده ای ندارد.فقط پیشنهادمیکنم این ایام درهنگام بارندگی حتما دستی به سنگهابزنید

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۸
تگ ها :

روزهای خوب.

وقتی که روزگارخوب ودوستان خوب دست به دست هم میدهندهمه چیز لذت بخش میشود.این ایام کارها بخودی خود ردیف میشودبدونه دوندگی وهماهنگی هربرنامه وکاری سرجای خودش قرار می گیردوما فقط نظاره گرهستیم .وقتی هم کارها مرتب باشدیعنی اینکه فرصت برای سنگنوردی زیاد است.دوشنبه 6/8/92همراه دوستان خوبمان احسان بابایی،پویاآزادانی،حمیدمکفی،میلادکریمی دستی به مسیراولتیماتوم زدیم.

تصاویر درادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٦
تگ ها :

ازصعود دیگران......

ازصعود دیگران لذت بردم.

درتمام این سالهایی که مشغول سنگنوردی بوده ام همیشه ازصعودلذت برده ام همیشه ازهم نشینی باسنگها وبالا رفتن از آنها لذت برده ام وسنگهانیزدر نهایت بزرگواری به من اجازه صعود داده اندهیچ گاه سنگی را نامهربان ندیده ام شاید بخاطر مهربانی سنگها باشدکه تاکنون گرفتارحادثه ای نشده ایم همیشه حرکات وصعود هم طنابهایم  ودیگر صعود کنندگانی که با ما هم زمان مشغول اجرای برنامه بوده اند را بدقت تحت نظر داشته ام وآنها را موردتحسین قرار داده ام ولی هیچوقت از صعود دیگران لذت نبرده ام.اما......قضیه این دوسه روزآخری که دربیستون بودیم خیلی فرق داشت ومن برای اولین بار ازصعود دیگران لذت بردم.وقتی که درمسیر هری رست خانم رهنما درابتدای تراورس قرار گرفت برای چندلحظه درآن اوج گاه پیشانیش را بروی سنگها گذاشت. نمیدانم که درون لیلی چه خبربود.نمی دانم که لیلی باسنگها چه می گفت .اما یقین دارم که هیچ وقت دیگر آنچنان پیشانی برسنگی نخواهد گذاشت و وقتی آن همه تفاوت بین فرود اول ودوم خانم رهنما رادیدم لذت بردم .وقتی که درمسیرشقایق لیلی دستش را بطرف تابلو مسیر دراز کرد لذت بردم.لذت بردم ازاینکه برای اولین بار دیدم دیدن نام  یک عزیز از دست رفته بروی سنگها موجب ایجاد برق شادی درچشمان بازماندگان شده است.وقتی که صعود تیم دیواره را ازپائین با دوربین نگاه میکردم فرشید وبهرام مانند دونقطه در دل آن کوه پرهیبت مشغول صعود بودنداما وقتی که مهربانی کوه را با آنها دیدم لذت بردم .و وقتی که بهرام تیتر تجربه ماندگار را برای گزارش برنامه انتخاب کردخیلی بیشتر لذت بردم.باشد که همه انسانهای پاک نهاد درسایه خداوند یکتا از زندگی سرشار ازلذت بهرمند شوند.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳
تگ ها :

ازسرطاق.

این روزهاپاتوق را انداخته ایم دیواره سرطاق وطاق بستان ازمسیری به مسیردیگرازاشکفتی به اشکفت دیگرمیرویم شکرخدا همه چیز مرتب است دوستان همه قبراق وسرحال هستندمحسن دراوج آمادگی بسر میبردهمین دوهفته پیش مسیر غول را در دواشکفت بادرجه 13a صعود کردومن تازه متوجه شدم  وقتی میگوید اول راه هستیم یعنی چه.البته این مسیر برای او یک مسیر قلق شده میباشداما بازهم ارزشمنداست ودیگر اینکه هوای این روزها بابت سنگنوردی است.

عکسهادرادامه مطلب.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۸
تگ ها :

میان سنگها.

این روزهامی چرخم. میان سنگهاومسیرها.گاهی صعودورزشی.گاهی مسیربلند.سالن هم که یک برنامه ثابت وهمیشگی است.هدف هم کسب یک آمادگی نسبی برای برنامه های فصل پائیزاست.اماسالهای سال است که این هدف وجود دارد.برنامه های فصل پائیزراهم پشت سر میگذاریم ودرفصل زمستان هم بازتمرین میکنیم برای کسب آمادگی نسبی برای برنامه های بهار.واین مرا می ترساند.میترسم وقتی دوستی میگویدفلانی بعدازبیست واندی سال سنگنوردی صبح روزشنبه به شوق سنگنوردی درجمعه هفته بعد ازخواب بیدارمیشوم.میترسم وقتی که بعدازاین همه سال سنگنوردی وگشایش مسیر(حدود50مسیر)محسن  به مسیرها نگاه میکندو میگویدهنوز دراول راه هستیم.وقتی که به پشت سرخودنگاه میکنم ومیبینم  در دوماه گذشته تمام اوقات فراغتم رامشغول سنگنوردی یاکارهای مرتبط باسنگنوردی بوده ام میترسم.وقتی که میبینم  نقش یک رابط یاواسطه را داشته ام تا افرادی جذب این رشته شوندمیترسم. واینها همه مرا می ترساند.وبازهم میترسم ازاینکه روزی سنگنوردی بشود همه زندگی من.ودرآخرتمام حاصل این چرخیدنها میشود یادی،مسیری،خاطره ای وتصویری.

عکسهادرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٢
تگ ها :

یک عکس ویک خاطره.

همین زمستان 91 بود که مسیرتداوم دردیواره سرطاق راصعودکردیم وگزارش آن راتحت عنوان افت سنگ خون بعرض خوانندگان محترم رساندم درآن برنامه ازآمادگی جسمانی مناسبی برخوردارنبودم ازطرفی هم سردی هوامزیدبرعلت بودکه نتوانم صعود دل چسبی داشته باشم در مرحله آخر مسیرهم یک کلاهک نفس گیررادرپیش روداشتم به هرمصیبتی بودازکلاهک بیرون آمدم ودربدترین وضعیت ممکن روی پیشانی کلاهک قرار گرفتم کوچکترین حرکتی باعث میشدپاندول شوم باتوجه به اینکه کارگاه بالای سرمن نیز دریک خط مورب قرارداشت فیکس کردن طناب نیزمنجربه پاندول شدنم میشدحتی نمیتوانستم یک دستم را آزادکنم واسلینگ رابگیرم اصلا نمیدانم چرا آنقدربد ازکلاهک بیرون آمدم تکان دادن پا یا دست همانا وپاندول شدن وکشیده شدن روی لبه کلاهک بسمت راست همانا راستش خیلی هم ازپاندول شدن میترسیدم برای لحظه ای جلوی صورتم رانگاه کردم یک برآمدگی کوچک رادیدم درآنی چانه ام را روی برآمدگی قرار داده ویک دستم را آزادکرده وبسمت گیره بعدی حرکت داده وخودم را از آن مخمصه نجات دادم عکاس محترم برنامه نیزیکسره مشغول تصویر برداری ازوضعیت مذکور بودوبقول خودش بهترین عکس زندگیش را گرفته بود ما بعداز آن برنامه ابداع تکنیک ایجادتعادل توسط چانه رامسکوت گذاشتیم اما به اصرار مدام عکاس برنامه مجبورشدیم آن وضعیت مصیبت بار را بعنوان شکار یک لحظه توسط یک عکاس ناقلادراختیار همگان قراردهیم.

تصویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٢
تگ ها :

چشم انداز.

 پیروبرنامه ازقبل طراحی شده برای آمادگی درفصل پائیزجمعه مورخه 1/6/92دستی به مسیرچشم انداز دردیواره سرطاق زدیم.لازم به ذکراست که حدود90مترازاین مسیرتوسط آقای جعفروزیری گشایش گردیده است وآقای وزیری تصمیم دارند درسنوات آتی مسیر مذکور را به اتمام برسانند.

عکسها درادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤
تگ ها :

داغ.

همه چیزبایک نگاه به راست شروع شد.بامحسن مشغول گشایش مسیرآذرخش بودیم درمرحله سوم داخل کارگاه مشغول حمایت محسن بودم.طرف راست خودم را نگاه میکردم وفکر اینکه این مسیر سمت راست عجب چیزی است وافسوس از اینکه اگر روزی این مسیر بدگشایش شودچقدر حیف میشود ذهنم رادرگیر کرده بود ازطرفی هم خیلی مایل نبودم که هم زمان درگیرگشایش چند مسیر شویم دراین افکار غرق بودم که محسن فرود آمدهنوزخودحمایتش را به کارگاه نزده بود گفتم محسن سمت راست را نگاه کن خندید وگفت تو راهم وسوسه میکند.فقط همین. وهفته بعد مسیر داغ را دست گرفتیم.مسیری که خیلی ازدوستان فکر میکردنند بخاطر حرکات وکراکسهایش داغ نام گرفته اما این داغ داغی است که اثر آن هرروز برای یکی دونفر تازه ترمیشود.بگذریم ودراولین کراکس مرحله دوم یک گیره نازک وشکننده آنچنان ذهن صعودکننده را درگیرمیکندکه شاید برای آنی بخواهد قید صعود رابزنداما به محض لمس گیره چنانچه صعود کننده باشد بلافاصله متوجه میشودکه جهت کشش وفشار بایدبه کدام سمت باشد وآن وقت تازه متوجه میشود که عجب این کراکس یک کراکس ذهنی است.یا درمرحله سوم تمام حرکات وگیره ها به سمت چپ است وقتی که تمام جسم وذهن صعودکننده درگیر حرکت به چپ است سنگها ناگهان به مانندیک طراح فریبکار حرکت پیچیده راست را به صعود کننده تحمیل میکندطوری که تمام ذهن نفر مختل میشودوبقیه ماجرا بماند تا وقتی که خود شما مسیر راصعود کنید.

عکسها در ادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱
تگ ها :

← صفحه بعد