دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

سنگها نباید تنها بمانند.

وقتی نگاه به تقویم برنامه هایم انداختم دیدم حدود 40روز است که درطبیعت سنگنوردی نکرده ام خیلی برایم عجیب بود چطور میتوانستم  اینقدر سهل انگار باشم درهر صورت. گرفتاری،ساختن سالن بلدرینگ وکارهای دیگر نباید باعث اینگونه سستیها شود.و روز جمعه 10/6/91روزی بود که من وعلی اکبری دوباره ازهرآنچه که گرفتاری درزندگی روزمره میخوانیمش فارغ شده ودستی به مسیرگرده لغ زدیم.سنگها هم ازنبودن مادلخور بودند سنگین بودن حرکات واحساس غریبی کردن باسنگها به ما هشدار میداد که های تنبلی بس است سنگنورد تکانی بخور. عنوان سنگنورد رایدک میکشی و40روز برنامه نمیروی وماهم  که  ازگرمای کشنده مردادخلاص شده ایم فکر هایی درذهن داریم.پاینده باشید

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۱
تگ ها :