دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

داغ.

همه چیزبایک نگاه به راست شروع شد.بامحسن مشغول گشایش مسیرآذرخش بودیم درمرحله سوم داخل کارگاه مشغول حمایت محسن بودم.طرف راست خودم را نگاه میکردم وفکر اینکه این مسیر سمت راست عجب چیزی است وافسوس از اینکه اگر روزی این مسیر بدگشایش شودچقدر حیف میشود ذهنم رادرگیر کرده بود ازطرفی هم خیلی مایل نبودم که هم زمان درگیرگشایش چند مسیر شویم دراین افکار غرق بودم که محسن فرود آمدهنوزخودحمایتش را به کارگاه نزده بود گفتم محسن سمت راست را نگاه کن خندید وگفت تو راهم وسوسه میکند.فقط همین. وهفته بعد مسیر داغ را دست گرفتیم.مسیری که خیلی ازدوستان فکر میکردنند بخاطر حرکات وکراکسهایش داغ نام گرفته اما این داغ داغی است که اثر آن هرروز برای یکی دونفر تازه ترمیشود.بگذریم ودراولین کراکس مرحله دوم یک گیره نازک وشکننده آنچنان ذهن صعودکننده را درگیرمیکندکه شاید برای آنی بخواهد قید صعود رابزنداما به محض لمس گیره چنانچه صعود کننده باشد بلافاصله متوجه میشودکه جهت کشش وفشار بایدبه کدام سمت باشد وآن وقت تازه متوجه میشود که عجب این کراکس یک کراکس ذهنی است.یا درمرحله سوم تمام حرکات وگیره ها به سمت چپ است وقتی که تمام جسم وذهن صعودکننده درگیر حرکت به چپ است سنگها ناگهان به مانندیک طراح فریبکار حرکت پیچیده راست را به صعود کننده تحمیل میکندطوری که تمام ذهن نفر مختل میشودوبقیه ماجرا بماند تا وقتی که خود شما مسیر راصعود کنید.

عکسها در ادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱
تگ ها :

به پایان آمداین دفتر....

به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقیست.

حکایت مسیرایران دربرودپیک مدتی است که تیتر اخبار کوهنوردی است احتمالا تامدتی دیگرنیزتیترباقی خواهد ماند.به مسائل بسیاری اشاره شد نقدها وکامنتهای بسیاری نوشته شدبه درست بودن یاغلط بودنشان کاری ندارم اما احساس میکنم به یک نکته اساسی اشاره نشده است وآن این است یک طرف کوهنوردی تفریح،لذت بردن ازطبیعت وکسب افتخار است وطرف دیگرآن مرگ ومردن است.بهمین سادگی.بهمین سادگی میشود دریک روز زیبابرای فراغت خاطربه دامن طبیعت پناه برد ودراثریک سهل انگاری ساده یک فاجعه ببارآورد.بهمین سادگی این احتمال وجود داردکه دریک مسیرنرمال براثر غلتیدن سنگی انسانی جان خودرا ازدست بدهد.شمادریک حرکت کوهنوردی تمام جوانب رادرنظرمیگریدوباکوله باری ازتجربه ودانش فنی یک برنامه ریزی دقیق را انجام میدهید اماهیچوقت نمیتوانیدنیروهای نهفته درطبیعت رامهار کنید.ودردناک ترین قسمت قضیه این است که دراثر سهل انگاری خود فرد یادیگری جان انسانی ازدست برود.دراین وضیعتی که این سه جوان برومند جان خود را ازدست داده اندسیلی ازانتقادات ونقدهابه راه افتاده است دربهترین وضعیت میتوان تصورکردکه دست اندرکارن برنامه ومنتقدین تمامی نقاط ضعف وقوت برنامه را استخراج کرده وبعنوان یک تجربه دراختیار دیگران قرار دهندتا ازبوجودآمدن اتفاقات مشابه جلوگیری کننداما مطمئن باشید که مابازهم درکوهنوردی شاهدتلفات انسانی خواهیم بود.سالهای سال است که کوهنوردان توانمنددربرنامه فنی ومردم عادی درمسیرهای معمولی جان خودرا ازدست میدهندسالهای سال است که بعد ازهراتفاق درکوهنوردی تجزیه وتحلیل میشود.تجربه نگاری میشود.اما بازهم کوهنوردان درارتفاعات جان خودرا ازدست میدهندواین به اصل قضیه برمیگرددوآن هم این است که شما به محض ورود به کوهستان درب ورود به جهان آخرت رابه روی خودباز کرده اید.پس برای کوهنوردان حکایت همچنان باقیست...

وجمعه روزی همراه دوستان دستی به مسیرپاشنه دردیواره سرطاق زدیم.

عکسها درادامه مطلب.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
تگ ها :