دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

سنگهای خیس.

روزپنجشنبه سه تن ازدوستان کرجی به بیستون آمده ومسیرکاریز راصعودنمودند وقرارگذاشتیم که جمعه 17آبان یک مسیر دیگر راباهم صعودکنیم.حدود ساعت 5صبح جمعه باصدای باران ازخواب بیدارشدم آرام آرام حاضر شدم وطبق قرارقبلی باپویا،حمیدومحسن به بیستون رفتیم حالا دیگر آسمان قیامت میکردوبا بارش شدید باران میخواست به ما بگوید قیدسنگنوردی را بزنیددرکافه شیرزادی به دوستان کرجی ملحق شده ودرباره برنامه حرف زدیم وبه این نتیجه رسیدیم که برنامه سنگنوردی نباید روی زمین بماندفقط کاربری برنامه راعوض کرده وبه سرطاق رفتیم محسن وخانم آذرگشب مسیرآذرخش راصعود کرده .من وکیا نیزدستی به مسیرپارسا زدیم.خب هرچه ازلذت صعود درباران برایتان بگویم فایده ای ندارد.فقط پیشنهادمیکنم این ایام درهنگام بارندگی حتما دستی به سنگهابزنید

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۸
تگ ها :

روزهای خوب.

وقتی که روزگارخوب ودوستان خوب دست به دست هم میدهندهمه چیز لذت بخش میشود.این ایام کارها بخودی خود ردیف میشودبدونه دوندگی وهماهنگی هربرنامه وکاری سرجای خودش قرار می گیردوما فقط نظاره گرهستیم .وقتی هم کارها مرتب باشدیعنی اینکه فرصت برای سنگنوردی زیاد است.دوشنبه 6/8/92همراه دوستان خوبمان احسان بابایی،پویاآزادانی،حمیدمکفی،میلادکریمی دستی به مسیراولتیماتوم زدیم.

تصاویر درادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٦
تگ ها :

ازصعود دیگران......

ازصعود دیگران لذت بردم.

درتمام این سالهایی که مشغول سنگنوردی بوده ام همیشه ازصعودلذت برده ام همیشه ازهم نشینی باسنگها وبالا رفتن از آنها لذت برده ام وسنگهانیزدر نهایت بزرگواری به من اجازه صعود داده اندهیچ گاه سنگی را نامهربان ندیده ام شاید بخاطر مهربانی سنگها باشدکه تاکنون گرفتارحادثه ای نشده ایم همیشه حرکات وصعود هم طنابهایم  ودیگر صعود کنندگانی که با ما هم زمان مشغول اجرای برنامه بوده اند را بدقت تحت نظر داشته ام وآنها را موردتحسین قرار داده ام ولی هیچوقت از صعود دیگران لذت نبرده ام.اما......قضیه این دوسه روزآخری که دربیستون بودیم خیلی فرق داشت ومن برای اولین بار ازصعود دیگران لذت بردم.وقتی که درمسیر هری رست خانم رهنما درابتدای تراورس قرار گرفت برای چندلحظه درآن اوج گاه پیشانیش را بروی سنگها گذاشت. نمیدانم که درون لیلی چه خبربود.نمی دانم که لیلی باسنگها چه می گفت .اما یقین دارم که هیچ وقت دیگر آنچنان پیشانی برسنگی نخواهد گذاشت و وقتی آن همه تفاوت بین فرود اول ودوم خانم رهنما رادیدم لذت بردم .وقتی که درمسیرشقایق لیلی دستش را بطرف تابلو مسیر دراز کرد لذت بردم.لذت بردم ازاینکه برای اولین بار دیدم دیدن نام  یک عزیز از دست رفته بروی سنگها موجب ایجاد برق شادی درچشمان بازماندگان شده است.وقتی که صعود تیم دیواره را ازپائین با دوربین نگاه میکردم فرشید وبهرام مانند دونقطه در دل آن کوه پرهیبت مشغول صعود بودنداما وقتی که مهربانی کوه را با آنها دیدم لذت بردم .و وقتی که بهرام تیتر تجربه ماندگار را برای گزارش برنامه انتخاب کردخیلی بیشتر لذت بردم.باشد که همه انسانهای پاک نهاد درسایه خداوند یکتا از زندگی سرشار ازلذت بهرمند شوند.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳
تگ ها :