دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

آقای نوتاش ماراتحت تاثیرقراردادی.

 اجازه میخواهم یک خاطره از آقای نوتاش برایتان تعریف کنم.چند روزپیش بودکه یک جلسه دردفترکارمدیرکل اداره ورزش استان هماهنگ شده بود برای تحویل مدارک شرکت کنندگان دردوره دیواره نوردی ایمن دراین جلسه ریاست محترم فدراسیون جناب آقای نوتاش مربیان فرانسوی ودیگردست اندرکاران حضورداشتندهنگامی که برابرساعت اعلام شده قراربود داخل دفترمدیرکل شویم دفتردارمدیر اعلام کردکه چنددقیقه بیرون باشیدیک جلسه کوچک هست وبعد شما(سنگنوردان)داخل شویدخوب ماهم رفتیم نشستیم اما دفتردار به آقای نوتاش گفت شما بفرمائید داخل ولی ایشان جواب دادندکه من داخل کاری ندارم همین جا پیش این سنگنوردان می نشینم تاباهم به داخل برویم وآمدکنار ما نشست.فکرکنم که حدود50دقیقه باهم حرف زدیم آنجا بود که متوجه شدم این مردازجنس سنگنوردی است.برای سنگنوردی است.وباسنگنوردی است.آخرمیدانیدافرادزیادی هستندکه سالهای سال است مشغول سنگنوردی میباشنداماازجنس سنگنوردی نیستند.اماافرادی هم هستندکه سالها است  سنگنوردی نمی کننداما ازجنس سنگنوردی هستند.آقای نوتاش نمیخواهم به محاسن حضور این دومربی فرانسوی درایران بپردازم که خود پست مفصلی رامی طلبدفقط همین رابگویم که بیان بعضی مطالب درکلاسها آغاز فروپاشی تفکرات پوسیده را کلیدزد.بهتراست که دیگر واردجزئیات نشوم.آقای نوتاش میخواهم بعرض جنابعالی ودیگرهمراهان وهمفکران شمابرسانم که تمامی سنگنوردان صادق وزحمتکش قدردان زحمات شماو دیگر دست اندرکارن برگزاری این کلاسهاوجشنواره بیستون هستندو بنظر بنده قدردانی سنگنوردان بی ادعاوزحمتکش بزرگترین دستاورد شما دراین راه میباشدامیدوارم بزودی شاهد روزی باشید که زحمات شماودیگردوستانتان ببار نشسته باشد.خب خیلی حیف میشودکه بعدازچندسال دیگرنام این مرد بفراموشی سپرده شود.تقصیرکسی هم نیست بشرفراموش کارعادت دارد که خوب وبدراباهم ازیاد ببرد.البته مادرحدبضاعتی که داریم تلاش میکنیم ازاین کارجلوگیری کنیم.آقای نوتاش باتعدادی ازدوستان تصمیم گرفتیم مسیری را دربیستون کارکنیم ودرآخراگر عمری باشداین مسیر را برسم قدردانی از زحمات شما نوتاش نامگذاری کنیم.تحفه سنگنوردی است وناقابل.

تصاویردرادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۸
تگ ها :

سالی که نکوست ازبهارش پیداست.(دوره دیواره نوردی ایمن.پل خواب)

سال 81و82دردوره مربیگری درجه3صعودهای ورزشی وسنگنوردی شرکت کردم درهمان ابتدای مربی شدنم متوجه شدم که باسیستم آموزش رایج نمی توانم مربی خوبی باشم بهمین خاطر قیدمربی شدن را زدم وترجیح دادم که تلاش کنم شاگردخوبی باشم تایک استادبد.البته ازآن سالهاتاکنون دوستان زیادی بوده اندکه باهم سنگنوردی کرده ایم وبعدازمدتی ازماجدا شده اند واین سیستم هنوزادامه دارد دوستانی می آیندالفبای سنگنوردی راباهم مرورمیکنیم ومیروندوخدا میداندکه این وضعیت تا کی ادامه دارد.برگردم به سال 81و82ازآن سال به بعد هم درهیچ کلاسی شرکت نکردم.تا این قضیه دوره دیواره نوردی ایمن پیش آمد.اینجا دیگرداستان فرق میکردباید دراین دوره شرکت میکردیم چون 2دوره از4دوره مختص کرمانشاه بود وماهم حس میکردیم یک مقدار کمی نسبت به سنگنوردی کرمانشاه ادای وظیفه کرده ایم.بماند تابعد.مدارکمان راتحویل هیئت کرمانشاه دادیم ودرنهایت اسم ما درلیست ارسالی به فدراسیون نبود.درنهایت ما در دوره مذکور شرکت کردیم.وظیفه دارم که ازدو دسته افراد موثر دراین قضیه تشکرکنم. سپاسگذار آن دسته افرادی هستم که تلاش کردند ما دراین دوره شرکت نکنیم.چرا؟چون بسیارزیبا خود را به جامعه کوهنوردی معرفی کردند.بسیار زیبا نشان دادند که توان نگاه کردن به دوردست را ندارندوگستره میدان دید آنها ازنوک بینی شان فراترنمی رود.البته برای اینکه ذهن شماخواننده محترم نسبت به اصل قضیه روشن شودطی یک پست جداگانه به لیست اسامی دوستانم(شرکت کنندگان کرمانشاه)خواهم پرداخت وسپاس گذار تمام افرادی هستیم که بزرگواری نموده وزمینه شرکت ما در دوره مذکور رافراهم آوردند.وسالی که نکوست حتما ازبهارش پیداست.

تصاویر درادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۱
تگ ها :