دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

آخرین روزدنیا......

آخرین روزدنیابرای مامصادف بودبا اولین روز زمستان.اولین روز زمستان برای ما مصادف بودباجمعه.وجمعه یعنی سنگنوردی.هرچنداین پایان دنیارا باورنداشتیم اما اگرقرار بود راست هم باشدبهترین جا برای وداع بادنیا همان دامن کوه وسنگ بودکه ماهم به آنجا پناه بردیم.درکل این مصادف شدنها برای ما قشنگ بود.سنگنوردی دراولین روز زمستان را میتوان به فال نیک گرفت.ازروزپنجشنبه هوا بارانی بود درهمان بعدازظهر پنجشنبه بامحسن بنا رابراین گذاشتیم که اگراز آسمان سنگ هم ببارد به سرطاق برویم اول صبح بارش باران قطع شدوما بلافاصله راهی شدیم اکثرمسیرهاخیس بودبرای اجتناب ازگیره های خیس یک مسیر مصنوعی را انتخاب کردیم پارسا مسیری بود که پذیرای ماشد.یک مسیر رکاب خور نرم  و روان بامیانیهایی ازنوع pوکارگاه زنجیر که توسط دوستان خوبمان آقایان شیپوری وکرمی کار شده است.آرام آرام صعود کردیم وآرام آرام فرود آمدیم.ودر روزی که قرار بود دنیا به آخربرسدسپاس خداوند را بخاطر نعمتهای بیکرانش بجای آوردیم درضمن دوهفته قبل را دربیستون مشغول گشایش بودیم اما بخاطر تکراری بودن برنامه ازدرج گزارش دروبلاگ خوداری نمودم فقط این رابعرض برسانم  سه مسیر را بطول های 20متر،12متر،و16متر تمام کردیم که جزییات آن رادرگزارشات آتی بعرض خواهم رساند.


پارسا

پارسا

پارسا

پارسا

پارسا

پارسا

پارساپارساپارسا

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢
تگ ها :