دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

باید گریست.

خیلی دردناک است که شما مشغول صعود مسیری باشی وبدونه اینکه بدانی چند صدمترآن طرف تر یک انسان براثرپاندول شدن جان خود را ازدست بدهد.خیلی دردناک است که شما از زیبایی آسمان وزمین وسنگ غرق لذت باشی وچندصد مترآن طرف ترمادر وهمسری برای ازدست دادن عزیزشان خاک برسر و روی خود بریزند.خیلی دردناک است که ماهنوز داریم اینچنین مصیبت بارعزیزانمان را ازدست میدهیم.خیلی دردناکتر است که وقتی یک میانی یا یک کارگاهی به مسیری اضافه میشود یک عده فریاد وامصیبتا سر میدهند که بفریادبرسید اصالت مسیروسنگنوردی برباد رفت.بنظر شما خواننده محترم اگر درمسیرصعود زنده یادجعفری دوعددمیانی ایمن وجود داشت چه اتفاقی می افتاد.روزشنبه  بایکی ازدوستانی که درپایگاه هلال احمر بیستون حضور داشت حرف میزدم اظهار داشت وقتی درتماس اولیه امدادگران خبرسلامتی فرد حادثه دیده راداده اند همسر ومادر زنده یادجعفری آنچنان سجده شکر رابرخاک بجا آوردند که اشک درچشمان حاضران جمع شد وحالا خود تجسم کنید هنگامی که خبر درگذشت نامبرده راشنیدند چه برسر خودشان آوردند.عرض بنده این است همه ما مینویسیم وابراز همدردی هم میکنیم اما آیا واقعا میدانیم چه اتفاقی افتاده است.آیا میدانیم بی پدرشدن یک فرزند یعنی چه ؟آیا میدانیم ازدست دادن نان آور یک خانواده یعنی چه؟یک طرف حرفم باصاحبان مسیرهای از این دست است (مسیرآیگر)فکر کنم وقت این رسیده باشد که ازنحوه گشایش مسیرهایتان اطلاعات دقیق تری منتشر کنید میدانم که خوب متوجه حرفم هستید میدانم که هیچ مسولیتی برگردن شما نیست اما خوب میدانم که درگشایش هایتان درهر متر چند میخ کار میکنید و بعد تمام مبخها را میکشید وادعا های گزاف آنچنان دارید.وحرف آخرم این است که حتما شب سر آسوده برزمین بگذاریدو راحت بخوابید.درآخرخواهشی ازخوانندگان محترم این نوشته دارم بخدا صعودخیلی ازمسیرهای سنگنوردی هیچ آبرو واعتباری برای ما به ارمغان نمی آوردبرای رضای خدا اگر دوستی ازشما قصد صعودهرمسیری درهردیواره ای را داشت به او یادآور شوید که مطمئن شود مسیر موردنظرش ایمن است یا حداقل لوازم وابزار مورد نیاز راهمراه داشته باشد.ودرآخر باید بگویم که باید برچنین مصیبتی گریست.درضمن روز جمعه ما دربیستون مشغول صعود مسیر قوش بودیم واین صعود بعنوان یکی ازتلخ ترین صعودهای زندگی من برای همیشه درخاطرم خواهد ماند.

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳
تگ ها :