دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

ازصعود دیگران......

ازصعود دیگران لذت بردم.

درتمام این سالهایی که مشغول سنگنوردی بوده ام همیشه ازصعودلذت برده ام همیشه ازهم نشینی باسنگها وبالا رفتن از آنها لذت برده ام وسنگهانیزدر نهایت بزرگواری به من اجازه صعود داده اندهیچ گاه سنگی را نامهربان ندیده ام شاید بخاطر مهربانی سنگها باشدکه تاکنون گرفتارحادثه ای نشده ایم همیشه حرکات وصعود هم طنابهایم  ودیگر صعود کنندگانی که با ما هم زمان مشغول اجرای برنامه بوده اند را بدقت تحت نظر داشته ام وآنها را موردتحسین قرار داده ام ولی هیچوقت از صعود دیگران لذت نبرده ام.اما......قضیه این دوسه روزآخری که دربیستون بودیم خیلی فرق داشت ومن برای اولین بار ازصعود دیگران لذت بردم.وقتی که درمسیر هری رست خانم رهنما درابتدای تراورس قرار گرفت برای چندلحظه درآن اوج گاه پیشانیش را بروی سنگها گذاشت. نمیدانم که درون لیلی چه خبربود.نمی دانم که لیلی باسنگها چه می گفت .اما یقین دارم که هیچ وقت دیگر آنچنان پیشانی برسنگی نخواهد گذاشت و وقتی آن همه تفاوت بین فرود اول ودوم خانم رهنما رادیدم لذت بردم .وقتی که درمسیرشقایق لیلی دستش را بطرف تابلو مسیر دراز کرد لذت بردم.لذت بردم ازاینکه برای اولین بار دیدم دیدن نام  یک عزیز از دست رفته بروی سنگها موجب ایجاد برق شادی درچشمان بازماندگان شده است.وقتی که صعود تیم دیواره را ازپائین با دوربین نگاه میکردم فرشید وبهرام مانند دونقطه در دل آن کوه پرهیبت مشغول صعود بودنداما وقتی که مهربانی کوه را با آنها دیدم لذت بردم .و وقتی که بهرام تیتر تجربه ماندگار را برای گزارش برنامه انتخاب کردخیلی بیشتر لذت بردم.باشد که همه انسانهای پاک نهاد درسایه خداوند یکتا از زندگی سرشار ازلذت بهرمند شوند.

تصاویردرادامه مطلب.


بیستون

بیستون

بیستون

بیستون

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳
تگ ها :