دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

کامنت دوست وبرادرعزیزم جناب آقای بزرگی وحکایت استادی ما.

از روزی که وارد فضای مجازی شده ام دایره دوستی هایم بسیارگسترده شده است بابزرگوارنی آشناشده ام که به اندازه یک دریامعرفت دارندودوستی با ایشان هرلحظه اش غنیمتی است بسیارگرانبها.گاهی اتفاق می افتدکه این بزرگوارن ازسرمحبت درپیام هایشان بنده را استادخطاب میکنندوهمیشه یک جواب رادریافت میکنند.درکسوت شاگردی راه زیادی را برای پیمودن دارم.تااینکه کامنتی بشرح زیرتوسط برادر بزرگوارم جناب آقای بزرگی برای بنده ارسال گردید.

آقامرتضی هرکسی درمسیرزندگی به جائی میرسدکه بایدباشداگرخودش رادرآنجانبیندستمگراست.ستم به خودکه وظیفه اش رابرای عبورازآنجا انجام نداده است.درحال عبورهستیم پس ایست معنی نداردشماشایسته قرارگرفتن درجایگاه مربی هستی برای ایفای این نقش فرصت چندانی نداری پس گره ای هم به مایادبده.

خب این کامنت مرا وادار کردکه به اصل قضیه بپردازم هرچند که احتمال داردبعضی از افراد هم رنجیده خاطر شوندولی چاره ای وجود نداردچقدرباید ازحقیقت فرارکنیم.آقای بزرگی عزیزنمیدانم این جایگاه استادی درشهرما( کوهنوردی)توسط کدام آدم گناهکاری نفرین شده است که هرکس به این مقام میرسدآنچنان غرق درخودبینی میشودکه دیگر هیچ چیزی جزخودش رانمی بیند.آقای بزرگی عزیزنمیدانم چرادرشهرماهرکس به مقام استادی میرسدحاضر است که هرآنچه راساخته است وسالیان درازبرایش زحمت کشیده است رانابودکندتاهمچنان استادباقی بماند.آقای بزرگی عزیزنمیدانم چرادرشهرماهرکس به مقام استادی میرسدبشدت مایل است تاقیامت استادباقی بماندوبه هیچ طریقی راضی نمیشودجایگاهش رابه دیگری بدهد.ودرآخراینکه شما خواننده محترم به یقین برای نوشته های بنده گواه وسندمطالبه میکنی.حتمابعرض میرسانم.خواننده محترم تابحال اتفاق افتاده است که ازخودسوال کنی چراگروه های کوهنوردی کرمانشاه دریک دوره زمانی یک به یک مضمحل شدندوهیچ استادی نتوانست ازاضمحلال آنها جلوگیری کند.خواننده محترم تابحال اتفاق افتاده است که ازخودسوال کنی اینهمه جوان مربی گریز چرا مایل نیستندکه به دوریک استادجمع شوند.وختم کلام.دراین قسمت کاری به گروههای کانون،بهستون وسه کل ندارم اماخودمن که عضو خانه کوهنوردان بودم درآن گروه که اساتید بزرگی حضور داشتند(عیوضی،نیکروش،مردانژاد،کریمی)چرا این اساتیدنتوانستند ازفروپاشی گروه مذکورجلوگیری نمایند.راستی این سوال که خانه کوهنوردان چرا ازبین رفت وچه برسر آنهمه لوازم فنی آمدجزء طلب ما ازنامبردگان تا ابد باقی خواهد ماندخوب است که اساتید تاقبل ازمردن بنده به این سوال پاسخ دهند.

آقای بزرگی عزیزببین کامنت شمامارا واداربه نوشتن چه مطالبی کرد.حالا اگرروزی مابه مرتبه استادی رسیدیم وزدیم همه چی راخراب کردیم دیگرگله مندنباشید.اما ازشوخی گذشته میشود استادنبود.شاگردباشیم وشاگرد هم داشته باشیم.میشودشاگردباشیم اماخدمات برجسته هم داشته باشیم.

ودرآخرخطابم به تمامی افرادی است که باعث بوجودآمدن این وضعیت درکوهنوردی کرمانشاه شده اند.اساتیدشایدعمر من یاشمابه این دنیانباشداما این وضعیتی که نه گروهی نه باشگاهی نه تشکلی وجود داردکه نوآموزان وتازه واردها راتحت پوشش قرار دهدوالفبای کوهنوردی رابه آنها یادبدهددرآینده نه چندان دورباعث بوجود آمدن آنچنان کوهنوردی افسار گسیخته ای در این شهرخواهد شدکه هیچ کس نمتواندتبعات آن راجمع کند.راستی آقای بزرگی برای یاد دادن آن گره هرلحظه که امربفرمائید درخدمتیم.البته شرطش این است که بعنوان دستمزد شماهم چیزی به مایادبدهی.عرض پوزش بابت اینکه مطالب کلی وشایدسربسته باشدویا دربعضی ازقسمتها ازهم گسیخته.


 

 

 

 

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٠
تگ ها :