دیار بیستون

ندایی ازدل این دریای سنگ میخواندم که بیا...

سالی که نکوست ازبهارش پیداست.(دوره دیواره نوردی ایمن.پل خواب)

سال 81و82دردوره مربیگری درجه3صعودهای ورزشی وسنگنوردی شرکت کردم درهمان ابتدای مربی شدنم متوجه شدم که باسیستم آموزش رایج نمی توانم مربی خوبی باشم بهمین خاطر قیدمربی شدن را زدم وترجیح دادم که تلاش کنم شاگردخوبی باشم تایک استادبد.البته ازآن سالهاتاکنون دوستان زیادی بوده اندکه باهم سنگنوردی کرده ایم وبعدازمدتی ازماجدا شده اند واین سیستم هنوزادامه دارد دوستانی می آیندالفبای سنگنوردی راباهم مرورمیکنیم ومیروندوخدا میداندکه این وضعیت تا کی ادامه دارد.برگردم به سال 81و82ازآن سال به بعد هم درهیچ کلاسی شرکت نکردم.تا این قضیه دوره دیواره نوردی ایمن پیش آمد.اینجا دیگرداستان فرق میکردباید دراین دوره شرکت میکردیم چون 2دوره از4دوره مختص کرمانشاه بود وماهم حس میکردیم یک مقدار کمی نسبت به سنگنوردی کرمانشاه ادای وظیفه کرده ایم.بماند تابعد.مدارکمان راتحویل هیئت کرمانشاه دادیم ودرنهایت اسم ما درلیست ارسالی به فدراسیون نبود.درنهایت ما در دوره مذکور شرکت کردیم.وظیفه دارم که ازدو دسته افراد موثر دراین قضیه تشکرکنم. سپاسگذار آن دسته افرادی هستم که تلاش کردند ما دراین دوره شرکت نکنیم.چرا؟چون بسیارزیبا خود را به جامعه کوهنوردی معرفی کردند.بسیار زیبا نشان دادند که توان نگاه کردن به دوردست را ندارندوگستره میدان دید آنها ازنوک بینی شان فراترنمی رود.البته برای اینکه ذهن شماخواننده محترم نسبت به اصل قضیه روشن شودطی یک پست جداگانه به لیست اسامی دوستانم(شرکت کنندگان کرمانشاه)خواهم پرداخت وسپاس گذار تمام افرادی هستیم که بزرگواری نموده وزمینه شرکت ما در دوره مذکور رافراهم آوردند.وسالی که نکوست حتما ازبهارش پیداست.

تصاویر درادامه مطلب.


پل خواب

پل خواب

پل خواب

پل خواب

پل خواب

پل خواب

  
نویسنده : مرتضی زارع ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۱
تگ ها :